عشق حقیقی
X
تبلیغات
بازی تراوین

عشق حقیقی

یه جایی واسه تنهائیام

تاب ماندن ندارم ؛
نای رفتن ندارم ؛
پای دویدن ندارم ؛
جرات دل کندن ندارم ؛
قدرت ایستادن ندارم ؛
شهامت گفتن ندارم ؛
رشادت جنگیدن ندارم ؛
زبان حرف زدن ندارم ؛
قلم نوشتن ندارم و
چاره ای جز صبر ندارم ؛
صبری بلند ،
صبری جانکاه ،
صبری پر درد ،
صبری بی انتها ،
صبری که هیچ تاریخ انتقضایی ندارد ؛
به جز ...
کاش می توانستم :
کاش می توانستم :
در نقطه ای دور ،
به دور از چشم تمامی نامحرمان ،
به دور از گوش تمامی نامهربانان ،
به دور از دست همه نارفیقان ،
فریاد بزنم :
فریادی بلند ،
فریادی از ته دل ،
فریادی از عمق وجود ،
فریادی با تمام توان ،
فریادی با چشمان خیس ،
فریادی که جز خودم و خدا مستمعی نداشته باشد ؟
فریادی که ف ر ی ا د باشد ،
ولی افسوس !!!
ولی افسوس !!!
افسوس و صد افسوس !!!
که هیچ وقت هیچ چیز سر جای خود نیست ؛
هیچ وقت هیچ کس کنار یار خود نیست ؛
هیچ وقت هیچ علتی بدون معلول نیست ؛
و هیچ وقت درد دلی را پایانی نیست

نوشته شده در شنبه 28 مرداد 1391ساعت 06:36 ب.ظ توسط عشق حقیقی نظرات (0)

خـــدای خــــوبــــم...!!
خطا از مــن است...!!
می دانـــــــم...!!
از من که سالهاست گفته ام...!!
* ایاک نعبد *...!!
اما به دیگران هم دلسپرده ام...!!
... از مـن که سالهاست گفته ام...!!
* ایاک نستعین*...!!
اما به دیگران هم تکیه کرده ام...!!
اما رهایــم نـــکن...!!
بیش از همیــــشه دلتنــــــگم...!!
به انــــدازه ی تمـــام روزهای نبــــودنم...!!
التماس دعا


نوشته شده در جمعه 27 مرداد 1391ساعت 03:40 ب.ظ توسط عشق حقیقی نظرات (1)



ناراحتم

و

دل شکسته



این نیز بگذرد

 



آری

میگذرد

اما هر بار

تکه ای از روحم را

از دست میدهم

و این

انصاف نیست

خیلی ساده

دارند تمام روحم را میدزدند

و زمان

موذیانه

فقط قهقه ای سر میدهد که



این نیز بگذرد....

 



نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت 1391ساعت 07:16 ب.ظ توسط عشق حقیقی نظرات (3)
به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.
به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.
به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.
من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.
به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.
قدر لحظات خود را بدانید.
حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز"
گذشته است؛
و
"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.
لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن ...!
نوشته شده در شنبه 8 بهمن 1390ساعت 05:06 ب.ظ توسط عشق حقیقی نظرات (1)

      دلم تنگه........      

دلم گرفته ........... 

    دلم گریه می خواد ......   

 

  آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای ناپایان !

دلم گرفته از این همه کینه .... این همه دروغ !

از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته .......

دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است !

دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم !

برای تنها گل محبتی که در بیابان دلم روئید و پس از این همه بی مهری و دروغ خشکید دلتنگم!


دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است...!

نمی دانم کدامین نامهربان ٬ خواب را از دیدگانم دزدید که اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب
شیرینم سرگردانم ؟!

دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست.....   

 

آره !
           این روزا دلم بدجوری گرفته ... چشمام منتظر یک بهونه است ... 
 

 

  

نوشته شده در جمعه 7 مرداد 1390ساعت 11:40 ب.ظ توسط عشق حقیقی نظرات (2)
  1    2    3    4    5    ...    7  >>





ساخت کد صوتی آنلاین

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس