آخرین سین... - عشق حقیقی
X
تبلیغات
رایتل

عشق حقیقی

یه جایی واسه تنهائیام

 تو نبودی و چه سخت
امسال اومد و گذشت
همه ماه و شب و روز
با خیال تو گذشت
 
با خیال داشتنت
با خیال بودنت
با خیال موندن و
از چشات سرودنت
 
بوی بی کسی میده
غمِ لحظه لحظه هام
چه غریبه ام با این
خنده ی روی لبام
 
سهمم از حضور تو
شب و خوابِ خنده هات
نیستی ، اما دل من
توی خوابم ، پا به پات
 
یه شبم به خواب نیای
به خدا دق میکنم
همه ی آسمون و
واست عاشق میکنم
 
یه طرف هق هقِ من
اون طرف اشکای اون
همه ماتم میگیریم
من ، خدا و آسمون
 
سر به پشت پنجره
گریه شو نگاه کنم
L  و  O و V و E
روی شیشه ، هاه کنم
 
میدونم پاک میشه این
جمله ی روی شیشه !
ولی دوس داشتن من
موندگاره همیشه
 
اما  شرمندگیمو
تو دل چی جا کنم؟
مگه میشه بغضامو
ساده حاشا بکنم ؟
 
شرمِ اون جمله ای که
چرا هفت سین خونه
همیشه یکیش کمه
کِی به یادت میمونه؟
 
سرِ خاکتم  الان
سینِ آخرمونه
یه دونه شمع و گلاب
کلّ دارایی مونه !

  

 ***

کسی را که خیلی دوست داری، زود از دست می دهی پیش از آنکه خوب نگاهش کنی. پیش از آنکه تمام حرفهایت را به او بگویی ، پیش از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی مثل پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ، فکر می کردی میتوانی تا آخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و خورشید از پشت کو ه ها سرک می کشد در کنارش باشی!!!

نوشته شده در سه‌شنبه 7 اردیبهشت 1389ساعت 12:53 ق.ظ توسط عشق حقیقی نظرات (4)





ساخت کد صوتی آنلاین

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس